تبليغاتX
آذرستان

در سوگ «صمد سرداری نیا»

صمد نیاز زمانه ی ما بود.

 

         مردم از فراق تو مردم که همه دانند

         بو آیریلیق اودونا نیجه جیگریم یانه

                                          « مولانا»

22 فروردین سال 1387 روزی اسفناک برای مردم و دیار آذربایجان بود.در این روز در بیمارستان امام رضا (ع) تبریز آذربایجان شناس شهیر و فرهیخته ی تبریزی پس از 61 سال پژوهش و تحقیق در عرصه ی تاریخ، فرهنگ و تمدن این سرزمین حماسه و جوانمردی به دیدار یار شتافت و همه ما را داغدار کرد. زندگی و رفتارمسوولانه ی ایشان در برابر مردم و سرزمین خود قریب به مضمون این بیت از غزل زیبای شاعر شهیر آذربایجان «فضولی» بود که:

   منده مجنون دان فزون عاشیق لیق استعدادی وار                          عاشیق صادق منم،مجنون نون آنجاق آدی وار

الحق و انصاف ایشان در عشق لیلی آذربایجان ، صادقانه و خالصانه در کنج عزلت خویشتن به آفرینش و خلق آثار ارزشمندی دست یازید که چراغ راه آیندگان خواهد بود.

صمد سرداری نیا برای خیلی از آذربایجانی های فرهیخته و دانشجویان این سرزمین «هنر و حماسه» نامی آشناست.مردی از سلاله ی ادبی مکتب ادبی تبریز و نامورانی چون «محمدعلی خان تربیت »که تمام ثروت و دارائی مادی و معنوی خود را درراه شناخت و شناساندن آذربایجان و تبریز صرف کرد وحتی لحظه ای را  در این عرصه ی حیاتی از کوشش و پژوهش از دست نداد و به تنهائی و یک تنه کار یک موسسه علمی پژوهشی را بر دوش داشت و چه قدر بی غل و غش و به دور از هر هیاهو جنجالی دین خود را به مردم و سرزمین خویش ادا کرد!

صمد سرداری نیا را از گذشته های دور می شناختم.ابتدا نه از نزدیک، بلکه از مقالات تاریخی پژوهشی که در نشریات ملی و محلی ؛ بویژه در فصلنامه ی «وارلیق» منتشر می کرد شناخت پیدا کردم.در آخرین صفحات هر شماره این فصلنامه ادبی  ترکی و فارسی یک مقاله پژوهشی در خصوص آذربایجان از ایشان چاپ می شد که همیشه مستند به مراجع و ماخذ معتبر بود.چنین مقالاتی برای ما که به جنبه ی روایی و علمی هر نوشته بیش از سایر وجوه آن ارزش قائل می شدیم ؛ به عنوان یک سند تاریخی ارزشمند به حساب می آمد.مهمتر آن که در نوشته های آن فقید فرهیخته پرداختن به هویت تاریخی آذربایجان وشکوه و جلال این دیار حماسه و دانش، بسیار بارز و الهام بخش بود.اما ایشان همیشه و در هر حال علقه های ناگسستنی هویت ایرانی و آذربایجانی  را در جای جای نوشته های خود به یادگار گذاشت که همیشه باید چراغ راه همه ی اندیشمندان و پژوهشگران آذربایجانی باشد که می خواهند عمری را در شناخت این چشمه همیشه جوشان و این خورشید همیشه فروزان صرف نمایند.

خوشبختانه بعد ها که وقت بیشتری را در عرصه مطبوعات در خدمت مردم بودم این افتخار را پیدا کردم که در تبریز ساعاتی را جهت انجام مصاحبه ای با ایشان مصدع محضرش باشم و از نزدیک پای آن چه که ایشان را مجنون لیلی آذربایجان می کرد بشنوم.به همراه برادرم که در تبریز زندگی می کند به منزلش رفتیم.دیدم خیلی بی صبرانه در انتظار مهمان است.با لباس رسمی و کامل به استقبالمان شتافت و خیلی صمیمی از ما پذیرائی کرد.باور کنید در همان لحظه این آرزو بر دلم خطور کرد و دعا کردم که « خدایا این فرهیختگان را برایمان نگهدار...».آن جلسه خیلی مشتاقانه و با حرارت از کتاب بسیار دوست داشتنی خود « تبریز شهر اولین ها » صحبت می کرد و نوید می داد که چند روز دیگر منتشر خواهد شد.برای من بسیار دلپذیر بود که پای صحبت آذربایجان شناسی نشسته ام که بدون هیچ چشمداشتی شبانه روز می کوشد و علم تولید می کند و چقدر متواضعانه این عرصه را برای انجام پزوهش های بعدی برای نسل آینده آماده می کند.

آن روز  و روزهای زیادی از ان تاریخ اسفند 1379- گذشت و متاسفانه بعدها فرصت دست نداد که مجدداً به دیدارش بشتابم.ر چند که همیشه این آرزو را داشتم .آخرین مقاله ی وی را با عنوان « نخجوان سرزمین ترکان » که شماره ی دومش بود در شماره ی تابستان فصلنامه وارلیق مطالعه کردم.قبلا نیز در همین نشریه سلسله مقالاتی را با عنوان« ایروان یک ایالت مسلمان نشین بود» منتشر کرده بودند که بعدا به شکل کتابی متشر نمودند.دغدغه هایش را می شناختم و همیشه به عنوان یک مسلمان ایرانی نگران زیاده طلبی ارامنه در قفقاز بود و تلاش می کرد با اسناد تاریخی سرزمین و اراضی مسلمانان را که در سال های حکومت روس ها و دوره ی استالین از دست مسلمانان خارج شد بود ؛ به چوانان معرفی کند.

وی کار های پژوهشی زیادی از این دست داشت که همه ی آنها در راستای تامین منافع ملی کشور عزیزمان ایران بود و با حفظ استقلال فردی وارد هیچ دسته و گروه سیاسی و انجمن های مشکوک وابسته با محافل بیگانه نشد و آنچه را که خلق کرد ،چون برای هدفی والا و ارزشمند بود ؛ ماندگارترین در نوع خود بوده و هست.هم به دین و هم به دیار خود مومن بود و شاید از این رو بود که در بین همه محبوب و مورد احترام بود.

ازین دست ، آثار زیادی دارد که اگر چه سوگنامه است ولی جا دارد به برخی اشاره نمود :

-        تبریز شهر اولین ها

-        تاریخ قره باغ

-        باکو شهر نفت و موسیقی

-        مشاهیر آذربایجان

-        ملا نصرالدین در تبریز

-        باقر خان سالار ملی

-        تاریخ روزنامه ها و مجلات آذربایجان

-        آذربایجان پیشگام جامعه ی مدنی

-        آذربایجان مهد صنعت چاپ در ایران

آذرستان این ضایعه ی مولمه را به همه ی آذربایجانی ها بویژه خانواده ی آن مرحوم تسلیت می گوید.  

+ نوشته شده توسط عرفان قاراداغلی در سه شنبه 27 فروردین1387 و ساعت 1:7 |
استواری  تکرار پیوسته ی یک راه نیست.

رود بدون کناره مرداب بزرگی است.

اگر در جستجوی کمال نباشید به برتری نمی رسید.

انسان بدو ن بینش  نابود شدنی است.

                                                                                                                                                                                                       Ken BLANCHARD
                                                                                                                    
در تنگ راهه ی گذر از گیتی می توان مردم را گول زد و دست نوازش همگان را بر پشت خود آشنا نمود  ولی بهره ی نهایی  دلشکستگی و اشک چشمان است اگر چهره درون آینه را فریب داده باشی..!

                                                                                                                 Dale Whmbrow

+ نوشته شده توسط عرفان قاراداغلی در یکشنبه 19 اسفند1386 و ساعت 0:7 |
مدتی شاید تا حدودی طولانی در غیبت شدیم.چاره ای هم نبود.آن چه را که فکر می کردیم به چشم دیدیم.حتی چانه زنی های شیخ کروبی هم افاقه نکرد و فقط موجب گردید صفرا زیاده شود.اما این کش و قوس هایی که برای اهل سیاست در این مرز و بوم مثل داستان بله گفتن عروس است ُمشخص و معلوم نمود که از دو موضوع هراسانان این میدان آخر سر نشان دادند که به چه می اندیشند.:

الف)- من حیث المجموع آقایان می دانستند رای و جایگاه در بین مردم ندارند.پس به قاعده ی فلسفی مومن نباید از یک سوراخ دو بار گزیده شودُ در همان مرحله اول که قیچی به دست خود داشتند بر هرکه گمان بد بردند بریدند!تا حماسه ی دوم خرداد تکرار نشود.

ب)- آنها را که تصور می کردند اندکی اصلاح طلب ولی ناشناخته در بین مردم هستند واگذاشتند تا به صحنه بیایند تا  در پایان سناریو با نفله کردنشان اثبات نمایند اصلاح طلبان در بیم مردم جایگاه ندارند!؟

ج)- بسیار جالب آن که طراحان جنگ روانی علیه اصلاح طلبان که در شورای نگهبان محترم سنگر اختیار کرده اند بسیار هنرمندانه با اهداء صلاحیت قطره چکانی در بین برخی افراد دل داده به نظام اما کم اطلاع از اوضاع و احوال سیاسی چنین القا کرده اند که شورای نگهبان این دفعه خوب عمل کرد!

د)-حالا که زمان انتخاب رسیده است باز به تجربه اثبات شده است که از هر فرصتی استفاده کرد.حتی اقلیت ضعیف هم می توانند امکان ایجاد فضای نسبتا وسیع برای دور آتی سیاسی در کشور فراهم بکنند.بد نیست با نگاهی به افراد حاضر در صحنه به اردوگاه جناح افراطی و تندرو راست تعلق ندارند تفکر اصلاحی در چارچوب قانون اساسی و ارزش های نظام دارند به انتخاب آنان پرداخت.من به همه ی وبلاگ نویسان اصلاح طلب استان پیشنهاد می دهم در اولین فرصت از بین کاندیداهای فعلی افراد مناسب حال اصلاح طلبان را به مخاطبین خود معرفی نمایند.

ه)- منتظر نظرتان هستم.

                                                                                        موفق باشید.

+ نوشته شده توسط عرفان قاراداغلی در شنبه 18 اسفند1386 و ساعت 23:29 |
پیاژه در تعریف خود از هوش آن را قابلیت تطابق و سازگاری با محیط می داند.چاره ای نیست جز این که برای رسیدن به رستگاری تلاش پیگیری را از خود نشان داد.اتفاقاْ شرایط سخت تر فراز و فرود پیروزی را در آینده نشان می دهد.من شخصاْ شکست اصلاح طلبان را برای این رستگاری لازم می دانستم.اصلاْ چرا نباید در پس غرور های سرمستانه شاهد شکستی نباشیم که ما را به انتقاد از خود و یافتن ایرادات اساسی که هنوز هم از آن رنج می بریم رهنمون سازد!خیلی از موارد ضعف در دولت اصلاحات را در این وقت از ایام سیاسی می توان با دوستان نشست و به دیده انتقاد طرح کرد و به نتیجه ی قابل قبولی به دور از تعصب رسید که در دوران قدرت نه امکان طرحش بود و نه گوش شنوای بردبارش...(البته پرداختن چنین هزینه ای شاید cost-benefit نباشد) ولی گاهی خواهی نخواهی سوءتدبیر شخصی از سوی رقیب چنین سرنوشتی را برای ما رقم خواهد زد.

اما این شکست نعمت است که در فاز آزمون خطای جریانات سیاسی کشور یک نکته را واضحاْ زمزمه می کند: اصلاح طلبان به بلوغ خواهند رسید .چون در گذر ایام داریم موهای خود را سپید می کنیم.تجربه اندوزی ما را محافظه کارتر و در عین حال منسجم تر می کند.دل به تلاش خود می بندیم و می دانیم که روح زمان با جنبش اصلاح طلبی است.این کشور ارزشمند و راه امام (ره) تداومش در گرایش قلبی به مردم و رای مردم است.در بین مردم هستیم و شرمساری خیلی ها را می بینیم.شرمساری از قضاوت ها نا عادلانه ای که به تصمیمات نادرست می انجامد.

اما چاره ای جز سازگاری برای برنامه ریزی مردم گرایانه در بستری از برنامه های توسعه ی اقتصادی بر بالهای توسعه ی نیست.مردم در شرایط اضطار نباید تصمیم بگیرند.این وظیفه ی نخبگان هست که مردم را از شرایط اضطراری به وضعیت عادی تصمیم گیری راهنمائی بکنند.رقیب دوست دارد مردم در استرس روحی جدائی از دامان مادر اصلاحات در حالت قهر و آشتی تصمیم بگیرند.شما این اجازه را ندهید.

شما چه فکر می کنید؟

+ نوشته شده توسط عرفان قاراداغلی در یکشنبه 25 آذر1386 و ساعت 0:4 |
خیلی از عملکردهای دولت نهم که خودشان به عنوان نقطه ی قوت ذکر می کنند چشم اسفندیار این دولت است که تعریف ها و تمجیدها جز حاکی از وجود درز مشخص در آن بخش ها نیست.ما خیلی دوست داریم که این دولت موفق شود.چون حداقل یک فرصت چهار ساله از عمر همه ی ما در ید قدرت و تصمیمات این دولت می باشد که اگر جمع جبری آنها منتج به موفقیت گردد احوال اقتصادی -اجتماعی همه ما خوب خواهد شد و مردم نیز از این همه بی عدالتی رهائی می یابند.حقیقتا همه ی ما نیازمند عدالت در همه ی جوانب آن هستیم.ولی نمی توانیم به چالش های جدی که این دولت عدالت محور در عمل به علت مدیران کم تجربه وناتوانش بدان گرفتار آمده است چشم بپوشیم.داشتن نیت خوب شرط لازم برای رسیدن به عدالت است ولی شرط کافی آن استفاده از همه ی ظرفیت های مدیرانی است که به موفقیت این نظام مقدس چشم امید بسته اند.مملکت ملک طلق هیچ کس نیست که چون به قدرت رسید هر طور که خواست با آن رفتار نماید و کشتی توسعه را به لجن زار رهنمایش باشد.الان همه یک سوال جدی از دولت نهم دارند.چرا وضع ما با وجود چندین برابر شدن قیمت نفت نه تنها بهتر نشده هر روز بدتر هم می شود؟

کجای کار عیب دارد ؟

+ نوشته شده توسط عرفان قاراداغلی در پنجشنبه 15 آذر1386 و ساعت 0:24 |

آذربایجان غربی تا انتخابات هشتم

            اگرچه در پایتخت –تهران-فعالیت های سیاسی انتخاباتی با تشکیل ستادهای انتخاباتی گروه های اصول گرا و اصلاح طلب شکل جدی به خود گرفته است ولی هنوز در استان آذربایجان غربی فعالیت چشمگیری که بتواند به شکل معناداری گروه ها و افراد سیاسی را ساماندهی نماید؛ به چشم نمی خورد.اگرچه افرادی که خود را نامزد این دوره دانسته و به عبور از فیلتر شورای نگهبان در استان امیدوارتر می دانند فعالیت پیش از موعود خود را با حضور در محافل گروهی و خانوادگی و مجالس گوناگون شروع کرده اند ،ولی هنوز حرکت منسجم حزبی و تشکیلاتی را در استان شاهد نیستیم.در هر دو طیف سیاسی استان هنوز وحدت نظر سیاسی برای وفاق حول معیارهای مشترک لمس نمی شود و در کوتاه مدت نیز نمی توان به چنین وحدت نظری امیدوار بود.

        چنین بی سروسامانی در حوزه ی تشکیلاتی –حزبی اگرچه به نفع کاندیداهای مستقل خواهد بود که در مرزجناحین سیاسی بند بازی می کنند ولی به دلیل تکیه ی چنین نمایندگانی به محافل خاص  قدرت ،نهایتاً مردم از چنین انتخاب های نفع نخواهند برد.بویژه استان آذربایجان غربی که در عرصه ی انتخاب نمایندگان مجلس شورای اسلامی گرفتار کشمکش های قومی –مذهبی و رسوبات جریان های سیاسی گذشته بوده است ؛ این چنین وضعیت بلاتکلیفی سیاسی در عرصه های تشکیلاتی –حزبی چندان مناسب حالش نخواهد بود.

در این نکته نباید شکی داشت که حرکات منسجم سیاسی در قالب فعالیت گروه های شناسنامه دار سیاسی که عملکرد مشخص ،قضاوت شده و امتحان داده ای در برابر افکار عمومی دارند؛به شکل گیری فضای سالم سیاسی و در نهایت انتخاب درست و صحیح مردم منتج خواهد شد.گروه های سیاسی از چپ و راست تا اصلاح طلب و محافظه کار عملکرد مشخصی در پیشگاه مردم استان داشته اند؛ همچنان که افراد از طیف ها و محافل مختلف استان کارکردشان در معرض قضاوت مردم قرار دارد! اما فعالیت حزبی و تشکیلاتی امکان قضاوت عمومی عینی تری برای افکار عمومی فراهم می سازد که انتخابات مبتنی بر حضور متنفذین فاقد چنین ویژگی است.

ولی در این لحظه از تاریخ سیاسی در استان نمی توان تشکیلات سیاسی مستقل بومی و منطقه ای را معرفی کرد که ضمن همبستگی با تفکر و عمل سیاسی با جناح های عمده سیاسی کشور بتواند چارچوب های محلی و منطقه ای را نیز رعایت نماید.بدین معنا که ضمن همبستگی فکری با گروه های عمده ی سیاسی کشور ،جهت گیری مشخص محلی داشته باشند که بتوانند اهداف منطبق با نیاز های استانی و منطقه ای را پیگیری نمایند.خیلی از تشکیلات سیاسی استان علاوه بر آن که شعبه مینیاتوری تشکیلات مرکزی ملی هستند ؛فاقد هر نوع خصلت ،ویژگی و اولویت های محلی – منطقه می باشند. حتی برخی از این گرو های سیاسی که در زمان انتخابات مختلف به شکل فصلی فعال می شوند حتی در عرصه ی ملی نیز شناسنامه شفافی ندارند و بگذریم از برخی تشکیلات سیاسی شناسنامه دارهم که تعداد اعضاء آنها به عدد انگشتان دست نمی رسد و بیشتر احزاب خانوادگی هستند تا تشکیلات فراگیر سیاسی.حالا فاجعه آن جا خواهد بود که چنین تشکیلاتی با فرستادن نمایندگانی به استان ها ،تشکیلات و شعب محلی نیز برای خود دست و پا بکنند!

استان آذربایجان غربی از این حیث دارای جایگاه ممتازی می باشد که گاهی افراد بسیار پایین دست از نظر سواد و سبقه ی سیاسی داعیه ی میدان داری هم می کنند و در اتاق های فکر اصولگرایان خود را ناف تصمیم گیری های سیاسی استان می انگارند.

اگر بپذیریم که در حال حاضر فعالیت شناسنامه دار سیاسی در کشور به دلیل رویکرد بعضی افراد صاحب منصب از هزینه های بالای برخوردار بوده است که آذربایجان غربی نیز از این قاعده مستثنا نمی باشد ؛بایستی این نکته را روشن نمائیم که اولاً چرا این استان از حیث فعالیت های سیاسی متشکل عقب مانده تر است ؛در ثانی فرا راه پایان دادن به چنین وضعیتی چیست؟

یکی از مشکلات استان در دست یابی به توسعه ی سیاسی در جنبه های حزبی ،نبود« گرو های مرجع سیاسی» که بتوانند در غیاب احزاب قدرتمند سیاسی افراد سیاسی طیف خود را حول اهداف مشترک سازماندهی بکنند و نظر و ایده ی آنها فصل الخطاب برای اکثریت افراد آن طیف سیاسی باشد.این نوع فقر در گرو های مرجع در هر دو طیف سیاسی استان به چشم می خورد.یعنی اصولگرایان در همان حد اصلاح طلبان این ضعف را دارند.بطوریکه حتی پس از گذشت چندین سال از دوره ی فعالیت امتی ها و ولائی ها هنوز جریان مقتدری نتوانسته آن خلاء سیاسی را در استان پر بکند.در این چند سال هم اگر حرکت هائی در استان شکل گرفته است بیشتر ظهور افراد بوده است که در خلاء تشکیلات قدرتمند سیاسی عرض اندام نموده اندو سپس از آسمان سیاسی استان ناپدید شده و حداکثرش به کسب مسوولیت های در مرکز موفق شده و استان و هر چه در آن هست را به دست تقدیر سپرده اند.این در حالی است که از هر دو طیف سیاسی افراد صاحب نامی بوده اند که اگر علقه و ارادت ورزی محلی داشتند و چشم طمع به مناسب تهران نمی دوختند و جا پای محکمی-تشکیلاتی- در استان با هم طیف های خود در استان بر پا می کردند این چنین در پگاه انتخابات مجلس هشتم بی سرو سامانی در اردوگاه هر دو طیف شاهد نمی بودیم.البته این به معنای فردمحوری نیست بلکه تاکید بر نقش افراد مرجع در سازماندهی سیاسی است.نتیجه ی حاکمیت چنین وضعیتی ،حاکمیت تفکر قومی و قبیله ای است که در نهایت  افراد متنوع با سلایق و تفکرات مختلف به مجلس راه می یابند که هنوز پس از سی سال از پیروزی  انقلاب شکوهمد انقلاب اسلامی نتوانسته اند یک پل بر روی دریاچه ی ارومیه بسازند.حالا بگذریم که که محصول عمل دیگر مسولان در سایر عرصه ها نیز دست کمی از این حوزه ندارد.

کوتاه سخن آن که اگر چه تا انتخابات هشتم زمان چندان باقی نمانده است ولی باید همه ی گرو ه ها و طیف های شناسنامه دار استان از قالب و شکل محفلی خارج شده پوست انداخته و از همین حالا مواضع خود را برای مردم تبیین نمایند.این مواضع ضمن داشت کلیات مواضع گرو های سیاسی ملی باید رنگ و بوی محلی هم داشته باشند.این وظیفه ی همه فعالین سیاسی استان است که تشکیلات ملی مربوطه را از زوایای گوناگون مشکلات منطقه ی خود آگاه سازند. تکرار مواضع سیاسیون ملی اگرچه لازم است ولی کافی نیست .حتی در برخی موارد به دلیل تفاوت مطالبات مردم از مسولین دردسر ساز هم است.نباید فکر کنیم که حتما در قد و قواره ی خاتمی،کروبی،هاشمی،باهنر،لاریجانی و... در استان ظاهر شویم مهم آن است که ضمن مشخص کردن خط و خطوط خود از طیف های دیگر به طور شفاف و واضح از مواضع حزب خود در قبال توسعه ی استان خود به مردم بگوئیم.این عملکرد خیلی روشن بینانه مردم را نسبت به خصلت های بومی حزب شما روشن خواهد کرد.

حقیر به عنوان یک روزنامه نگار محلی که پیگیر مطالبات مردم منطقه ی خود از مسوولین هستم بیشتر دغدغه ی رویکرد مردم محور احزاب را دارم.در واقع مهمترین تکلیف من خاطر نشان کردن تکالیف دیگران در برابر مردم منطقه است.برای ما پیروزی کدامین گروه سیاسی مهم نیست ؛مهم در نهایت عملکرد نفع رسان آنها به مردم است که به ماندگاری عمل و قدرت سیاسی آنها هم کمک خواهد کرد.

من فکر می کنم گرو های سیاسی و مردم پی برده اند که اگر می خواهند محافل فعال سیاسی وابسته به عمر و زید ها را از صحنه ی عمل سیاسی کنار بزنند بایستی خود دست بالا زده و شناسنامه دار وارد عرصه ی فعالیت های سیاسی شوند.اگرچه چنین رویکردی دیر پاسخ می دهد ولی درختی ریشه دار خواهد بود که میوه و ثمره ماندگاری را به آیندگان استان تحویل خواهد داد.

+ نوشته شده توسط عرفان قاراداغلی در دوشنبه 12 آذر1386 و ساعت 0:42 |

اونوتما منی!

...بیلیرم دونیادا وفالی یوخدور

انسانلار ایچینده مثالی یوخدور

هر زامان باخیشدا سلامی یوخدور

             ***

اما یئنه ده حسرته دالمیش

قاناتی قوللاری  سینمیش قوش کیمی

آختاریر، چالیشیر بیر جور یول تاپا

بو قفس دارلیغیندان قورتارا ،قاچا

           ***

بو حزین گونلرده ،سویوق ایللرده

بیلیرم یالنیز سن یادیمدا وارسان

قارانلیق گئجه مه سن

                           ایشیق سالارسان

شیرین سوزلرین له

                      آجیمی آلارسان

بو حسرت گونلرین ده ایستیرم یاوروم

اونوتمامنی ای ائلیمین روحو

                           اونوتما منی...!

+ نوشته شده توسط عرفان قاراداغلی در سه شنبه 6 آذر1386 و ساعت 22:49 |

نقد یا هجویات داوودی،معاون اول دولت نهم

انتقاد و بررسی نقادانه ی عملکردها و افکار صاحبان قدرت امری بسیار پسندیده است که در هر زمان و مکانی به تعدیل مناسبات قدرت با مردم و اصلاح امور انجامیده است.هر نوع اندیشه ی نقادانه ای که منصفانه و بدور هر نوع شائبه و غرض ورزی به نتایج عملکرد های افراد مسوول به پردازد ،قابل نقدیر است.اما خیلی از عملکردها را نمی توان از خاکسترهای میدان جنگی که پیروزمندان تنها علت پیروزی خود را هوش و ذکاوت بالای خود دانسته و علل دیگر را نمی پذیرند ؛ عادلانه قضاوت کرد.زیرا سایه ی شمشیر در آن بالا چاره ای جز تسلیم تجویز نمی کند و در این جاست که دل ساده لوحان را با عدول از مسلمات علمی تنها گذاشت تا تیر تقدیر هوش رفته را به آنها باز آورد.

اما وقتی برخی اظهار نظر ها را از سوی برخی افراد به ظاهر موجه که گیسی سفید کرده اند می شنویم خیلی سوال در ذهن مخاطبین شکل می گیرد که چرا این افراد خدا را فراموش کرده اند ولی همین اظهار نظرها باطن آنها را ظاهر می سازد. باید امیدوار بود که مردم هرگز به افرادی که آنها را به محرم و نامحرم تقسیم  و زمانی آنها را  خودی و غیرخودی می نامند ؛همیشه بها نخواهند داد.

ولی اقای داوودی معاون محترم اول دولت نهم به مردم باید این پاسخ بدهند که معیارشان از نامحرم کیست که قاطبه ی برنامه ریزان دولت قبل در زمره ی آن قرار گرفته اند و معیار محرمیت چیست که دولت نهمی ها بدان صفات آراسته اند. شاید در عرصه ی سیاست از مخالفین،احزاب مقابل،رقبا و یا نیروهای اثرگذار داخلی و خارجی به عنوان افراد موثر در فرایند برنامه ریزی نام برد ولی در این عرصه تقسیم مسوولین به محرم ونا محرم دیگر از کدامین جایگاه حقوقی و یا حتی ارزش گذاری انقلابی برخوردار است.

اما بحث دیگر که خیلی مهم است مطرح شود که چرا دولت فعلی به جای استفاده ی مناسب وصحیح از این همه وسایل ارتباط جمعی کثیر که در اختیارش گذاشته اند و تعریف و تمجید ازاز ابتکار و خلاقیت های خود در خصوص حل مشکلات مردم که شعار آن را داده بودند وقت خود را به ناروا گوئی به مسوولین دولت قبل تلف می کند.

من فکر می کنم هیچ فرد عاقلی نباید در این وا نفسای چالش های سیاسی  که کشورمان به دلیل کم تجربگی مدیران دولت نهم بدان گرفتار آمده است راضی باشد که آتش تفرقه در کشور شعله ور شود.این قبیل مواضع نا آگاهانه کل خدمات به فرجام رسیده در کشور را زیر سوال می برد.از طرفی این دولت انقلابی چرا به ارائه ی عملکرد خود نمی پردازد که رای دهندگان به آنها امیدوارتر ازگذشته و در تصمیم خود راسخ تر شوند؟

این جمله را به خاطر داشته باشیم:

آنها از هر نوع موفقیت در حوزه ی اجرا ناامید شده اند.

+ نوشته شده توسط عرفان قاراداغلی در سه شنبه 6 آذر1386 و ساعت 11:45 |
حورمتلی اوخوجولار

بوتون اذربایجانلی وطنداشلارین اطلاع سینا یئتیریلیر «شهریار » سریالی بو جمعه گئجی سیندن ۲/۹/۸۶ ایکینجی کانال تئلویزیاسیندان ساعت ۲۱:۲۰ده یایئلماغا باشلادی.بو سریال حاقدا اوز فکیرلریزی بیلدیرین.

+ نوشته شده توسط عرفان قاراداغلی در جمعه 2 آذر1386 و ساعت 23:38 |

مجلس هفتم و آزمون بودجه

 

 

           اصلاحات در روش ها و فرآیندهای رایج برنامه ریزی امری طبیعی و تا حدی پسندیده است و از این حیث نمی توان کسی را به دلیل اتخاذ روش و سلوک«مدیریت تغییر» محکوم نمود!در دنیای امروز ،مدیرانی که از تغییر نمی هراسند و سازمان خود را درگیر چالش های تحول بخش می کنند؛بدون تردید از کوران بحران های غیر قابل پیش بینی و پیشگیری ،موفق بیرون خواهند آمد.امروز از تغییر به عنوان معجزه ی سازمانی یاد می شودو دانشمندان علم مدیریت ،مدیران نسل حاضر به خوگیری با تغییر تشویق می نمایند.تغییر به عنوان بخشی از فرایند انعطاف پذیری سازمانی ،راهگشای پذیرش فن آوری های جدید در اداره ی امور سازمان ها ست و تا حدودی مقاومت طبیعی کارکنان سازمان ها در برابر نو آوری های علمی را ، تعدیل می کند.پس این که باید دل به تغییر سپرد و روش ها و شیوه ها را با گذر زمان اصلاح کرد ،امری پذیرفته است....

        در خصوص نظام بودجه ریزی در ایران ،انتقادات زیادی مطرح بوده است و شکل و شمایل این شیوه ی مالوف برنامه ریزی در ایران از کارآمدی سازگار با پیشرفت های دنیا در زمینه ی بودجه ریزی برخوردار نیست.این بحث از ابتدای روی کارآمدن دولت گذشته در دولت و سازمان مدیریت و برنامه ریزی سابق،مطرح بود که الزاماً باید تغییرات اساسی در این مورد به عمل آید.یکی از اشکالات اساسی که در خصوص بودجه ریزی در ایران مطرح بود و خیلی روی آن تاکید می شود و کارشناسان بانک جهانی نیز روی ان انگشت گذاشته بودند «غیر عملیاتی بودن قانون بودجه» در کشور ماست.به زبان ساده اگر این ضعف را بخواهیم توضیح دهیم ؛می توان به این موضوع اشاره کرد که «برآیند هزینه کرد ها در قبال ماموریت های محوله قابل بررسی دقیق نبوده و نمی توان دقیقاً اثربخشی اقدامات و فعالیت های انجام شده را در ازاء اعتبار هزینه شده سنجید!».به عبارتی بهره وری سازمانی ناشی هزینه کرد ها نامشخص است و نمی توان به اهداف تبین شده  با هزینه های صورت گرفته رسید.پیشنهاد دولت سابق عملیاتی کردن نظام بودجه ریزی برمبنای محاسبه ی قیمت تمام شده خدمات و برنامه بود و بر این اساس نیز مقرر گردید که از سال 1385این شکل از نظام بودجه ریزی در کشور رایج گردد که منطبق بر استانداردهای بانک جهانی و سایر ممالک پیشرفته نیز می باشد.

اخیراً؛ دولت نهم در اقدامی جدید از تغییر در تدوین لایحه ی بودجه خبر داد.بر اساس اخبار دولت،بودجه ی جدید به شکل تک ماده ای بدون تبصره تهیه می شود و تفصیل بودجه نیز به شکل ضمیمه ی و آن هم نه برای تصویب ،بلکه جهت اطلاع نمایندگان به مجلس ارائه خواهد گردید.همین خبر باعث اظهار نظرهای گوناگونی در مخالفت با این شیوه ی جدید در بین مجلسیان و فعالین سیاسی- اقتصادی در بیرون مجلس گردید.

چرا اقدام دولت در خصوص تغییر شیوه ی تهیه ی لایحه ی بودجه ،بحث بر انگیز است؟

           یکی از اشکالات این شیوه ی پیشنهادی ،کوچک سازی بیش از حد لایحه ی بودجه است که باید از فیلتر بررسی و کنکاش نمایندگان بگذرد تا بتواند به عنوان قانون در سال بعد اجرا شود.همه می دانیم که بودجه سالانه ی کشور قانون عمومی است و باید به تصویب مجلس برسد.مجلس هم قبل از خرج هم حین و پس از خرج منابع بودجه بر عملکرد دولت باید نظارت داشته باشد.نظارت قبل از خرج ،همین الزام دولت به تصویب رساندن بودجه در مجلس است و در فرایند رسیدگی به بودجه ،نمایندگان مجلس در کمیسیون ها و سپس در صحن علنی بودجه دولت را بررسی و پس از حک و اصلاحات لازم آن را به تصویب می رسانند.اقدام دولت در کوچک سازی لایحه ی دولت با هر هدفی که صورت گرفته باشد،دور زدن مجلس و گریز از نظام نظارتی مجلس خواهد بود.اما پس از خرج نیز مجلس از طریق دیوان محاسبات ،بر عملکرد دولت نظارت کرده و هزینه های انجام شده را با مجوزهای مصوب مجلس تطبیق می دهد و تلاش می نماید تا هر نوع انحراف از ضوابط تعیین شده را در زمینه ی مصارف بودجه معلوم و با ان برخورد نماید.یکی از فیلترهای مهم نظام برای کنترل عملکرد مدیران و جلوگیری آنان از بی انضباطی مالی مدیران ،دیوان محاسبات است.با شیوه ی پیشنهادی دولت در ارائه ی بودجه ،دیوان محاسبات نیز عملاً کنار گذاشته می شود و مدیران دولت می توانند با خیال راحت و با هماهنگی با خزانه داری و وزارت دارایی به هزینه کرد بودجه اقدام نمایند.

پس یکی از ایرادات شیوه پیشنهادی ،دور زدن مکانیسم های نظارتی مجلس است که قطعاً چنین شیوه ای فساد اور خواهد بود.     

از طرفی کلی بودن لایحه ی دولت ،باعث غیر شفاف بودن ان می شود که همین عارضه در نهایت هم منجر به فساد مالی در حوزه های اجرائی و هم حذف نظر کارشناسی نمایندگان مجلس است که اکثر از آنان از افراد صاحب نظر در حوزه های گوناگون اقتصادی اجتماعی کشور هستند که می توانند با اعمال نظر در زمان تصویب بودجه ،اشکالات و ایرادات آن را یافته و روح بودجه را با نیازها و اولویت های واقعی مردم تطبیق دهند و لایحه ی آرمان گرایانه ی دولت را که در آسمان ها سیر می کند به زمین فرود آرد.

پس از اشکالات دیگر این شیوه ی بودجه روزی نوین،«دولت محور بودن»آن به جای مردم محور بودن خواهد بود.

شاید در این جا این سوال مطرح شود که دولت فعلی تمام هم و غم خود را برای حل مشکلات مردم قرار داده است؛پس چگونه بودجه اش« دولت محور» نامیده می شود؟

جواب این سوال روشن است.چون وقتی نقش نمایندگان مجلس در تصویب و تدوین نهایی بودجه به حداقل تقلیل داده می شود   ؛تردیدی نباید داشته باشیم که اولویت های منطبق با نیاز های محلی مردم که نمایندگان مجلس در جریان دقیق آن هستند،به کنار گذاشته شده و اولویت های دیگری که به عنوان نظریه های اقتصادی دولت مطرح هستند و دولت مردان فکر می کنند که آنها خواست مردم هستند ،به اجرا گذاشته خواهند شد.

از طرفی چنین شیوه ی تهیه ی لایحه ی بودجه،خیلی انطباق با نظام های سیاسی مردم سالار ندارد .طبیعی است که یک نظام سیاسی مردم سالار که خود را در برابر عموم مردم و در قبال جزء به جزء عملکردهای خود مسوول می داند ،در صدد شفاف سازی و ارائه ی صورت ریز عملکرد خود در ازاء  بودجه های هزینه شده به مردم است.اما ؛رویکرد حاضر دولت ناخود آگاه  در راستای ایجاد دولت متمرکز می باشد،حتی اگر شعار تمرکز زدایی را سر خط شعارهای خود معرفی کرده باشد! یکی از ویژگی های دولت های متمرکز همین شفاف نبودن نظام مالی و بودجه ای آنهاست و بایستی مجلسیان حتی به منظور کمک به دولت ،با این  شیوه ی ابتکاری ولی ناکارآمد مخالفت جدی بکنند.

یک ایراد بسیار مهم دیگر این شیوه ی تدوین لایحه ی بودجه که به عنوان میوه و محصول تلخ از آن می توان یاد کرد،« سیاسی شدن بودجه: به جای نقش توسعه ای آن خواهد بود.این موضوع خود را در استان ها به شدت بروز خواهد داد.به ویژه آن که در  دولت فعلی استانداران که نقش رئیس جمهور کوچک استان ها را بر عهده داشته و از اختیارات بسیار فراوانی در عرصه ی تصمیم گیری های استانی برخوردار بوده و تقسیم کننده ی بودجه ی استان هم بشمار می روند ؛ این مشکل صد چندان می شود.البته اگر  پارلمان های محلی می بود که استانداران خود را موظف به پاسخگویی در برابر آن می دیدند ؛مشکلی نبود و این افزایش اختیارات  به نفع مردم بود.ولی در حال حاضر که استانداران فقط از رئیس جمهور حرف شنوی دارند و حتی با نمایندگان مستقل مجلس  که به دور از هر نوع جناح بازی سیاسی در صدد  تامین منافع عمومی هستند ،برخورد حذفی و تحریمی دارند ،این حد از افزایش اختیارات ،خطرناک است.متاسفانه در صورتی که بودجه به شکل کلی تصویب شود و جزئیات آن تنها در اختیار دولت باشد ؛آن گاه مدیران کل استانی تو سری خور استانداران خواهند بود و نمایندگان مجلس نیز بر تخصیص اعتبارات به حوزه های انتخابی خود باید دست به گریبان استانداران شوند که آفات زیادی را درون خود دارد که ساده ترین نتیجه ی قابل پیش بینی ورود به معاملات سیاسی جهت دریافت بودجه ی بیشتر در استان ها خواهد بود که می تواند در نهایت به اختلاف شدید بین نمایندگان و استانداران منجر گردد.

با این اوصاف می توان از همین حالا پیش بینی کرد که قبول چنین شیوه ی تهیه لایحه بودجه ، ایجاد بستر برای بروز اختلافات شدید در آینده بین مجلس و دولت می باشد.پس بیراه نگفته ایم که مجلس هفتم در برابر آزمون سخت دولت نهم قرار گرفته است!                  

 

 

+ نوشته شده توسط عرفان قاراداغلی در جمعه 2 آذر1386 و ساعت 23:35 |